خواندنی های جغرافیا و تــــــــــاریــــــــــــــــــــخ

علت نام گذاری مدارهای رأس السرطان و رأس الجَدی ..... درادامه مطلب       


اطلاعات تاریخی و جغرافیایی

علت نام گذاری مدارراس السرطان وراس الجدی چیست؟

  از ابتدای زمستان ، نیمکره شمالی کم کم به سمت خورشید متمایل می شود تا اینکه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای تابستان ، میزان کج شدگی آن به بالاترین حد خود می رسد . در این روز ساکنان اطراف عرض جغرافیایی ۵/۲۳ درجه شمالی (بالاترین حدی که خورشیدبرنیمکره شمالی عمودمیتابد) خورشید را درست بالای سر خود می بینند . (آغاز تابستان را انقلاب تابستانی می نامند) روز اول تابستان ، طولانیترین روز سال در نیمکره شمالی است . پس از انقلاب تابستانی ،نیمکره جنوبی اندک اندک به سمت خورشید تمایل می یابد و نیمکره شمالی ، از خورشید دور می شود تا اینکه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای زمستان نیمکره شمالی ، میزان کج شدگی نیمکره جنوبی به بیشترین مقدار خود می رسد . در این روز ساکنان عرض جغرافیایی ۵/۲۳ درجه جنوبی (پایین ترین حدی که خورشیدبرنیمکره جنوبی عمودمیتابد) خورشید را هنگام ظهر درست بالای سر خود مشاهده می کنند . این روز کوتاهترین روز نیمکره شمالی و بلندترین روز نیمکره جنوبی است . (به آغاز زمستان در اصطلاح انقلاب زمستانی گویند) با توجه به توضیحات فوق مشخص می گردد که چرا به مدار۵/۲۳ درجه عرض شمالی کره زمین، راس السرطان گفته می شود.( همانطور که می دانید سرطان به مفهوم تیرماه می باشد) و همینطورچرا مدار ۵/۲۳درجه عرض جنوبی کره زمین را راس الجدی گفته شده است .( جدی به مفهوم دی ماه می باشد) .

 

 

چرا شاه ایران اسیر روم شد؟

روزى آلب ارسلان سلجوقى با صد سوار در مرزهاى دولت ایران و روم به شکار رفته بود. رومیان آنها را بگرفتند و در بند کردند و نمى دانستند که سلطان در میان آنها مى باشد. شخصى از قضیه باخبر شد و مخفیانه جریان را به وزیر با تدبیرش خواجه نظام الملک طوسى در میان گذاشت . خواجه هشدار داد که با هیچ کس در این باره چیزى نگوید آنگاه در میان مردم شایع نمود که سلطان بیمار است و همه روزه با اطبا مى آمد و مى رفت ، در همان زمان سفیران امپراطورى روم براى مذاکره صلح با امیرارسلان به اردوگاه آمده بودند و خواجه نظام الملک به آنها گفت : چگونه شما صلح مى طلبى و مى خواهید صلح کنید و حال آنکه جمعى از بندگان سلطان را در شکارگاه اسیر کرده و زندانى نموده ، رومانوس امپراطور روم بلافاصله دستور داد که آنها را آزاد نمایند و چون آنها به اردوگاه رسیدند نظام الملک و امرا و ارکان دولت از شاه استقبال نمودند و زمین ادب را بوسیدند و رومیان چون چنین دیدند مدهوش و متحیر گشتند.
اما چندى نگذشت که امپراطور روم رومانوس پس از شکست در جنگ ملازگرد به اسارت آلب ارسلان درآمد پادشاه سلجوقى او را سخت سرزنش ‍ نمود و بعنوان اسیر در اردوگاه خود نگهداشت .
روزى قیصر از شدت درد و ناراحتى رو به آلب ارسلان کرد و گفت : اگر پادشاهى ببخش ، اگر قصابى بکش و اگر بازرگانى بفروش ، سلطان دو حلقه در گوش او کرد و او را به کشورش روانه نمود، به شرط آنکه روزى یک هزار دینار به خزانه او واریز نماید.(مهدى کیوان تاریخ غزنویان تا مغول از انتشارات دانشگاه اصفهان ص 83)

 

دستهاى خونین نادر شاه

چون نادر شاه افشار به سلطنت رسید به ژنرال روسى که شهرهاى شمال ایران را در اواخر دوره صفویه اشغال کرده بود پیغام داد و از او استفسار نمود که آیا کشور ایران را ترک مى کند یا اینکه مایل است فراشان سلطنتى او را بیرون کنند؟
از مسکو یک نفر نماینده براى بستن قرارداد با نادر شاه به مشهد آمد ولى نادر او را نمى پذیرفت و او نیز به همراه سپاه نادر براى بدست آوردن فرصت ملاقات حرکت مى نمود. یک روز نادر در حالى که پیروزى جدیدى به دست آورده بود سفیر را نزد خود خواند. سفیر نامبرده ، نادر را دید که روى زمین نشسته در حالى که البسه اش بوى خون مى داد با دست غذا مى خورد. وقتى سفیر از علت احضار خود پرسید، نادر به او گفت که مى خواهم ببینى که چگونه با دست هاى آلوده بخون ، خشن ترین غذاها را مى خورم و شما مى توانى به آقایت بگویى که چنین شخصى (نادر) گیلان را تسلیم نخواهد کرد.(ژنرال سایکس تاریخ ایران ج 2 ص 364)

 

کشتی حضرت نوح  در رشته کوه زاگرس

نوح دستور داد که شما مومنان به کشتی درآیید تا به نام خدا کشتی هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد که خدای من البته صاحب مغفرت و رحمت است.

  و آن کشتی به دریا با امواجی مانند کوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا کرد ای پسر تو هم به این کشتی در آی و با کافران همراه مباش. آن پسر نااهل پاسخ داد که من به زودی بر فراز کوه روم که از خطر هلاکم نگه دارد، نوح گفت: ای پسر امروز هیچ کس از قهر خدا به لطف او نجات نیابد این بگفت و موج میان آنها جدایی افکند پسر با کفار غرق شد.  و به زمین خطاب شد که آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع کن و آب به یک لحظه خشک شد و حکم انجام یافت و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاک ستمکاران در رسید.  و نوح به درگاه خدا عرض کرد: پروردگارا فرزند من اهل بیت من است (که وعده لطف دادی) و وعده عذاب تو هم حتمی است که قادرترین حکم‌فرمایانی. خدا به نوح خطاب کرد که فرزند تو هرگز با تو اهلیت ندارد زیرا او را عملی بسیار ناشایست است پس تو از من تقاضای امری که هیچ از حال آن آگاه نیستی مکن من تو را پند می‌دهم و از مردم جاهل مباش. نوح گفت: بار الها پناه می‌برم به تو که دیگر چیزی که نمی‌دانم تقاضا نکنم و اکنون اگر مرا نبخشی و ترحم ننمایی من از زیانکارانم. به نوح خطاب شد که از کشتی فرود آی که سلام ما و برکات و رحمت ما بر تو و بر آن امم که همیشه با تواند. و به امت‌هایی که (ستمگر شوند) پس از آنکه بهره از دنیا دهیم آنان را عذاب دردناک خواهیم کرد. این از اخبار غیب است پیش از آنکه ما به تو وحی کنیم و قومت هیچ از آن آگاه نبودید پس تو در طاعت حق صبر کن که عاقبت اهل تقوی نیکو است. سوره هود 
اولین بار (1379) در مقاله «نوح و نوحاوند» ادعاشد توفان نوح مقابل رشته کوه‌های زاگرس آرام شده و کشتی نوح در کوه «سرکشتی» به گل نشسته است. همان گونه که گمان برده می شدبرخی از صاحب‌نظران این ادعا را مغایر اسناد تاریخی دانستند «نوح و نوحاوند» عنوان آن مقاله بود. دکتر علی‌اکبر افراسیاب‌پور، نویسنده مقاله، عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی تهران مدعی شده که توفان نوح در ایران پایان یافته و کشتی او در زاگرس به گل نشسته است.
در قلب رشته‌کوه زاگرس، کوهی به نام «گرین» قرار گرفته است.  این کوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب این شهر ادامه دارد. رود معروف «گاماسیاب» که سرچشمه رود کرخه است از این کوه سرچشمه می‌گیرد. با مطالعاتی که انجام داده شده است اسناد و مدارکی وجود دارد که در آنها گفته شده بود «نهاوند» همان «نوح،‌آب‌، بند» است و به علت کثرت استفاده طی سال‌های دور از «نوح آب‌بند» به «نهاوند» تغییر یافته است.
 چگونه امکان دارد در منطقه‌ای که دریایی ندارد و از هر دو طرف به کوه مشرف است، توفانی رخ داده باشد؟
اگر به رشته‌کوه زاگرس توجه کنید،‌ متوجه خواهید شد که این رشته‌کوه مانند دیواری است که هر دوطرف آن دشت قرار دارد شکل این رشته‌کوه به خوبی نشان می‌دهد که اگر در منطقه بین‌النهرین توفانی روی داده باشد این کوه آن را مهار کرده است چون اصلی‌ترین دیواره‌ای است که می‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد. 
کوه‌ گرین در قلب زاگرس قرار گرفته است.  ارتفاع همه قله‌های زاگرس نزدیک به هم است. در سلسله‌کوه‌های گرین کوهی قرار دارد به نام «سرکشتی»، این کوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. بالای آن دو قبر خیلی قدیمی قرار گرفته است که هم‌اکنون به عنوان امامزاده «بابای بزرگ» مورد زیارت مردم قرار می‌گیرد.
در فرهنگ ایرانی فقط دو پیامبر را به نام بابای بزرگ می‌دانند یکی نوح و دیگری آدم.
 از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد برای زیارت، پا به این منطقه می‌گذاشته‌اند. 
 در قرآن آمده که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفته است،  آیه 44 سوره نوح اشاره می‌کند «و به زمین خطاب شد که آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع کن و آب به یک لحظه خشک شد و حکم انجام یافت و کشتی بر کوه جودی قرارگرفت و فرمان هلاک ستمکاران در رسید»
می‌بینید که قرآن اشاره می‌کند که جودی محل به گل نشستن کشتی نوح است. با گسترش پژوهش‌ها نشان می دهدکه طایفه‌ای به نام جودی و جودکی آن منطقه زندگی می‌کنند. هم‌اکنون هم افراد زیادی در سراسر ایران نام خانوادگی «جودی» یا «جودکی» را دارند. 
ابن‌فقیه همدانی در سال 290قمری (1200سال پیش) در کتاب «البلدان» (به زبان عربی و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: «نهاوند از ساخته‌های نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفته‌اند.» 
یاقوت حموی متوفی 624 قمری در کتاب معجم‌البلدان صفحه 361آورده است: «نهاوند را به این دلیل نهاوند گفته‌اند که از ساخته‌های نوح (ع)  است»    ابی‌الفداء متوفی 732 در کتاب تقویم البلدان چاپ پاریس صفحه 417 یادآور می‌شود: «نهاوند شهری از سرزمین کوهستان است که نوح آن را بنا کرده است.» ابن اثیر در جلد سوم کتاب خود صفحه 335 می‌آورد: 
«نهاوند شهری است از بلاد جبل گویند آن را نوح بنا کرده است» در کتاب عجایب‌المخلوقات (سال 555 ق)که اروپایی‌ها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: «نهاوند شهری قدیم است که آن را نوح بنا کرد. آن را نوح آوند گویند.»
خلف تبریزی در سال 1062 در کتاب برهان قاطع صفحه 1173 می‌نویسد: «نهاوند: نوح‌(ع) بانی آن شهر بوده و‌آن را نوح‌آوند می‌گفته‌اند یعنی«نوح تخت» و «نوح مسند». پایتخت نوح بوده و آوند به معنی تخت و مسند هم آمده است و به کثرت استعمال نهاوند شده است.»
هم‌اکنون شش کشور عراق، سوریه، ترکیه، آذربایجان، ایران و یمن مدعی هستند که کشتی نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هیچ تعصبی باید گفت که اسناد و مدارک ایران بسیار قوی‌تر از سایر کشورها است.
هنری راولینسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به کوه زیبای «چهل نابالغان» رسیدیم که از طرف غرب به یک سلسله کوه مرتفع به نام سرکشتی می‌رسد. لر, ها معتقدند کشتی نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است.»
 همه فرهنگ‌ها به نوعی داستان نوح را شنیده‌اند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگری به نام «اندری» ماجرای توفان نوح را با روایت‌های مختلف گردآوری کرده است. 68 روایت محلی، 13 روایت در آسیا، 4 روایت در اروپا، 5 روایت در آفریقا. 
ویلکاکس یکی از باستان‌شناسانی است که در منطقه بین‌النهرین پژوهشی انجام داده و فرضیه‌ای را عنوان می‌کند که براساس آن طغیان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و کوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدی جلوی این آب ایستاده است.
 توفان نوح چند سال پیش رخ داده است؟نمی‌توان در مورد وقوع این توفان عدد ‌داد اما اگر بخواهیم حدودی سال وقوع توفان نوح را بگوییم می‌توان گفت حدود 4هزار سال پیش این توفان رخ داده است.
 چگونگی وقوع این توفان مشخص نیست؟ تورات معتقد است توفان 350سال طول کشید. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به میان آورده اما هیچ اشاره‌ای به سال نمی‌کند.
 دو قبر را در بالای کوه سرکشتی پیدا شده است. یکی از آنها قبر نوح است و قبر دوم احتمالا مربوط به یکی از نزدیکان نوح باشد ضمن اینکه بعید هم نیست قبر حضرت آدم در آن جا باشد.                                

               پایان



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٧ | ٩:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : عـــــزیــــــزی | نظرات ()