آیین همسر گزینی در ایران باستان( مطالعات هفتم)

 

آیین ازدواج در ایران باستان( مطالعات هفتم) -

درادامه مطلب


همسرگزینی در ایران باستان!

 

 


خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود،

همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که

در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.


در  زمانی که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و

اروپایی معمول و متداول بود،  در زمانی که درنزد بسیاری از اقوام وملت ها

خانه وخانواده هیچ حریمی نمی شناخت ، زمانی که بی بند و باری وهرزگی

عادت  بسیاری از تمدن ها بوده ؛  ازدواج  و تکریم زن در ایران رواج داشت.


به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و  ازدواج در آن واحد معنی

مذهبی و اجتماعی داشت. زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز

از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان،

شاهنشاهیان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.

 

دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و

دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن

این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.



ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که در خیلی از مواقع از مشاغلی که مستلزم تجردبود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی از کانون خانواده دور نگهمی‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.

حتی سربازانایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال،جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت،  دینی به گردن نداشتند.


خانواده از چنان بنیان محکمی‌ برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی

زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد

به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند.


نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، مساله  فرزند پذیرفتن است که تنها در مورد

خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمی‌کند. آوردن بچه‌ای به آغوش خانواده منشا

مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار می‌آید و به منزله عبادت است.

از اینرو، خانواده‌ای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری ومواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه رابه فرزندی بپذیرد.

 


مساله مهم دیگر  که در بدو تشکیل خانواده به چشم می‌خورد،  پدر و مادر در

انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی

که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دورهساسانی ازدواجی را که به زور صورت می‌گرفت، به منزله جرم و خیانتمی‌شمرد.


 و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این در

حالی است که در سرزمین‌های هم‌مرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت.

در بابل، دختر می‌بایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود

و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده می‌شد که بیشترین پول را پرداخته

بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران

مشرق زمین برخوردار بود و می‌توانست یار و همدم زندگیش را به میل و

اراده خویش برگزیند. نمونه‌های چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند.

 


شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود

برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند

خورده پدرش افراسیاب نگریست.

 


 


سفره گواه گیری (سفره عقد)در ایران باستان


درگذشته ایرانیان باستان به جشن عروسی سور میگفتند عروس لباس سبز

می پوشیده و تور یا پارچه ای سبزرنگ روی سرمی انداخت،داماد نیزعرقچین

سبز بر سر و روی شانه راست او چادرشب یا دستمال سبز انداخته می شد

.در پشت سرداماد برادر یا یکی ازبستگان بسیار نزدیک او می ایستاده و

دردست (یا در سینی کوچک) یک دستمال سبز،یک انارشیرین یک تخم مرغ

یک قیچی و کمی نقل و شیرینی و آویشن همراه با نخ و سوزن سبز رابالای

سرداماد نگه می داشته، یا در داخل سفره ای به نام سفره گواه (سفره

عقد) قرار می دادند.

 

متن پیمان زناشویی ایران باستان


 




تاريخ : شنبه ۱۳٩٤/٧/۱۸ | ٦:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : عـــــزیــــــزی | نظرات ()